مادر جاویدنام بر سر مزار پسرش:
همیشه به خودم میگفتم علی فقط من و باباش رو داره، خواهر و برادر نداره؛ اگه نباشیم، خیلی تنها میشه. خدایا، زمانی ما رو از دنیا ببر که علی خودش خانواده داشته باشه که عاشقانه دوستش داشته باشن. اما تو اوج جوونیمون رفتی مادر، و همونجا بود که یهویی صد سال پیر شدیم.
همه گفتن مادری روی پیکر بیجان بچهاش افتاد تا گرمش کنه،ولی هیچ کس نفهمید اونی که بیجان موند من بودم،مادرت.@MamelekatDaily

